X
تبلیغات
عشق،لبخندي تلخ از نرسيدن <body>
چهارشنبه پانزدهم خرداد 1392

مال خودم باشه

 

دلم یکی رو میخواد که فقط مال خودم باشه

نمیخوام کنارم بمونه و بعدش دل بکنه

میخوام باهاش باشم

میخوام واسش باشم

میخوام باهاش راه برم، بخندم

توکل به خدا...

 


19:18 | !l@ |




جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1392

اول ویرانی

 

هنوز هم فکر میکنی

به روزهای خوبی که کنار هم داشتید

به خنده ها و گریه ها مون

میدونی که دیگه اون مال تو نیست

میدونی که با کسی دیگه داره عشق بازی میکنه

ولی بعضی وقت ها که با اون میبینی که داره میخنده

یهو که تو رو میبینه

سکوت میکنه و بهت خیره میشه

این یعنی اول ویرانی...

 


14:41 | !l@ |




چهارشنبه دوم اسفند 1391

خداحافظ سپیده

 

خدایا عشقم ازدواج کرد

خدایا سپیده ام مال کسی دیگه ای شد

خدایا به تو سپردمش

همیشه مواظبش باش

 


21:29 | !l@ |




پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391

چقدر سخته

 

چقدر آروم آروم روزها تموم میشند

چقدر جالبه که روزها خودشونو به نفهمی میزنند

انگار نه انگار

اره، یه روزایی شاد بودیم

من و سپیده

چقدر زود زود زود تموم شد

حالا میفهمم تنهایی یعنی چی، میفهمم با خودت حرف زدن یعنی چی

میفهمم انتظار یعنی چی، میفهمم چشم به گوشی موبایل دوختن یعنی چی

حالا باید بقیه عمرم رو بگذرونم

باخاطرات اون و با بغل یکی دیگه

چقدر سخته...

 


20:41 | !l@ |




جمعه بیستم بهمن 1391

چقدر تنها شدم

 

یه وقتایی انقدر حالم بده

که می پرسم از هرکسی حالتو

یه روزایی حس میکنم پشت من

همه شهر میگرده دنبال تو

 


12:54 | !l@ |




پنجشنبه نوزدهم بهمن 1391

دست منو بگیر، همین الان

 

خدایا....

نگاهم به دستای توست

دیگه ته خط رسیدم

باید اونی که نمیخام بشه

خداحافظ سپیده

ولی هنوز نگاهم به دستای توست

چون تو خواستی اون مال من بشه

میدونم نامیدم نمیکنی

راستی خدا، درگوشی بهت بگم

((من خیلی گناهکارم، دمت گرم، جبران میکنم

کمکم کن))....

بذار اونی که میخام بشه

 


19:23 | !l@ |




پنجشنبه بیست و هشتم دی 1391

خدایا با تو هستم!!!

 

خدایا!

یاکسی رو بهمون نده

یا اگر میدی دیگه ازمون نگیرش

خب!!؟

آخه آدم ها هم هدیه رو پس نمیگیرند، تو که خدایی دیگه...

 


17:28 | !l@ |




سه شنبه بیست و ششم دی 1391

پس چرا؟

 

عشق هدیه ای از خداست

ولی خدا که هدیه رو پس نمیگیره!

 


11:15 | !l@ |




یکشنبه نهم مهر 1391

و اما عشق

 

زندگی چیزی نیست

که لب طاقچه عادت، از یاد من و تو برود

زنگی گل به توان ابدیت

زندگی ضرب زمین در ضربان دل ماست

 


22:40 | !l@ |




جمعه دهم شهریور 1391

بابا خدا دمت گرم

 

خدا جون بیکار شدی

مردونه اگه کاری نداری، اگه سر حال هستی

داداش من یه نگاهی هم به من کن

خسته شدم از بس که منتظر نوبتم نشستم

بابا دمت گرم

یه حالی به منم بده

جون داداش جبران میکنم

 


12:24 | !l@ |






عشق،لبخندي تلخ از نرسيدن